
فرجام آریامهر (1) | داستان زندگی و سرنوشت محمدرضا پهلوی
دانستنیهای این اپیزود ۲۱
روی زمانِ هر دانستنی بزنید تا همان لحظه را بشنوید.
مصدق که حالا اعتماد به نفسشان بیشتر شده بود، تصمیم میگیرد رفراندومی برگزار کند برای انحلال مجلس. چون مجلس با اختیارات ویژه نخستوزیری که از شاه گرفته بود، مخالف بود و مصدق با این رفراندوم میخواست مجلس فعلی را منحل کند و به شاه بفهماند که مردم طرفدار مصدق هستند نه شخص شاه.
رئیسجمهور جدید آمریکا، لیندون جانسون، فرستادن مستشار به ایران را مشروط به قراردادی کرد که به کاپیتولاسیون معروف شد. یعنی اگر هر نظامی آمریکایی یا خانوادهشان در ایران مرتکب جرم میشدند، باید در آمریکا طبق قوانین آنجا محاکمه میشدند. چیزی که آنقدر بدی داشت که خود وزیر امور خارجه آمریکا هم با این کار مخالف بود و میدانست که بستن این قرارداد مساوی با کمرنگ شدن دوستی بین آمریکا و ایران است.
رزمآرا نتوانست قرارداد الحاقی را به تصویب برساند، یعنی آنقدر چوب لای چرخش کردند که نشد. برای همین یک روز تو رادیو یک سخنرانی تندی میکند و میگوید که ایران نمیتوانست نفت کشور را اداره کند. برای همین باید به سهم پنجاه درصدی راضی باشیم.
اما وقتی میخواهد فرود بیاید، هواپیما دچار نقص فنی میشود. موقع فرود، چرخهای هواپیما باز نمیشود. شاه مجبور میشود آنقدر در آسمان بچرخد تا به میزان سوخت هواپیما تمام شود و هواپیما را به زمین بنشاند.
خلاصه که چند روز بعد، یعنی در بیست و نه آذر سال 1638، شاه رسماً نظر خود را اعلام میکند، شاه رسماً از ازدواج خود با فرح دیبا خبر میدهد و یک سال بعد اولین فرزندشان متولد میشود. آن بچه پسر بود. اسمش را هم اسم پدربزرگش رضا میگذارند. حالا ایران یک ولیعهد داشت.
بریتانیاییها برای مسئله جانشینی رضاشاه، آمدند با محمدعلی فروغی مشورت کردند. جالب باشد اولین گزینه روی کار آوردن یک رئیسجمهور بوده. اما نه فروغی ایده را میپسندید نه خود انگلیسیها. گزینهی دوم بازگشت سلسله قاجاریه بود. حسن قاجار پسر ناصرالدین قاجار در قید حیات بود. اما هم سنش خیلی بالا رفته بود هم پسرش حمید قاجار، که قرار بود بالاخره بعد از آن شاهزاده و ولیعهد ایران بشود، رفته بود شده بود افسر نیروی دریایی بریتانیا و حتی یک کلمه هم بلند نبود فارسی صحبت کند. بنابراین بازگشت سلسله قاجاریه منتفی میشود. اما گزینه سوم ولیعهد فعلی ایران یعنی محمدرضا بود. قرار شد اگر بخواهند سلسله بماند، رضاشاه استفعانامهاش را به فروغی بدهد و خودش تهران را ترک کند.
به شاه گزارش میدهند که این ترور زیر سر حزب توده و همپیمانانش بوده. محمدرضا هم که حزب توده را آلت دست شوروی میدانست، فوراً دستور میدهد این حزب را منحل کنند و از بالا تا پایین اعضایشان بازداشت شوند.
شاه با تعیین یک قیمت تازه نفت و فروش آن، توانسته بود کشور را به یک درآمد سرشار برساند. طوری که اگر هر سال، تو تابستان، در گیر و دار بستن بودجه مملکت بود، حالا در سخنرانیهایش میگفت: «اگر پارسال ما هنوز در بستن بودجه مملکت ملاحظه داشتیم، به هر وسط تابستان، حالا شاه با این همه درآمد، در سودای برگزاری جشنهای دو هزار و پانصد ساله بود و میخواست به همه دنیا تاریخ و قدرت و آوازه ایران را نشان بدهد.
در روز تاجگذاری شاه تقریباً بیست و شش سال بود که پادشاه ایران زمین بود، اما هنوز رسماً تاجگذاری نکرده بود. این تأخیر، آن هم این همه سال، برای چه بود؟ قضیه برمیگشت به بیست و شش سال قبل از آن مراسم تاجگذاری. وقتی که در گرگمیش زمستان سال هزار و سیصد و بیست، سفیران بریتانیا و شوروی به خانهی علی منصور، نخستوزیر وقت میرفتند و خبری را به او میرساندند که شاید ترسناکترین خبری بود که او تا به حال در مورد ایران شنیده بود. سفیر شوروی اعلام میکرد که امشب حدود هزار تانک شوروی از شمال وارد خاک ایران شدهاند و جنگافزارهایشان دارند شهرهای شمال غربی ایران را اشغال میکنند. از آن طرف بریتانیا تصمیم گرفته بود از جنوب وارد ایران شود و به سمت مرکز کشور پیشروی کند. و این اخبار به این معنی بود که ایران در چند قدمی سقوط و در آستانهی اشغال متفقین بود.
شاه ساعت چهار صبح، خبر لو رفتن کودتا را شنیده بود، از آنجا که مصدق طرفداران دوآتیشهای در ارتش داشت که ممکن بود کشور را به آشوب بکشانند، شبانه تصمیم میگیرد تا با همسرش کشور را ترک کند. او اول به بغداد میرود و از آنجا به سمت ایتالیا میرود.
از سال 1332 به بعد، یعنی بعد از آن ماجراها، انگار توی محمدرضا یک چیزی عوض شد. او از یک پادشاه جوان کمتجربه به یک آدم مقتدر و جسور تبدیل شد. آدم کاریزماتیکی که حرفش حرف بود.
تنها برادر تنی شاه، یعنی علیرضا، تو سال هزار سیصد و شصت و سه، توی پرواز آموزشی سقوط میکند و جانش را از دست میدهد. شاه به این دل خوش بود که اگر هر اتفاقی برای خودش بیفتد، جانشین دارد و بالاخره علیرضا هست که جانشین او بشود. اما حالا با نبود علیرضا، میشود گفت کشور هیچ ولیعهدی نداشت.
شاه بعد از این رفراندوم نسبت به روحانیون تندتر میشود. آیتالله خمینی جلوش قد علم کرده بود و مردم علیه شاه و اقداماتش تحریک میکردند. شاه هر کاری میکرد که در جهت مدرنیته کردن کشور باشد، روحانیون مخالفت میکردند.
رضا شاه، بنیانگذار سلسله پهلوی، کمتر از یک ماه بعد از اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس، از پادشاهی ایران استعفا میدهد. در همهی مطبوعات وقت اینطور اعلام میکنند که برای جلوگیری از خونریزی بیشتر، رضا شاه از سلطنت کنارهگیری و ایران را ترک میکند و تبعید میشود.
با حمایت اشغالگران روسی، یک کمونیست با سابقه به اسم جعفر پیشهوری، یک حکومت خودخوانده را در تبریز تشکیل داد. خیلی زود معلوم شد که هدفشان جدا کردن تبریز از ایران بوده. هواداران این آقا میریختند تو پادگانهای ارتش و آنجا را تصرف میکردند.
او در دادگاه انقلاب وقتی از او پرسیدند تو در این سیزده سال چه کار میکردی؟ خودکار بیکی که در جیبش بود را درآورد و گفت من نخستوزیر شدم، این خودکار پنج ریال بود. وقتی هم از این سمت کنار رفتم، باز هم پنج ریال بود. حرفی که آن موقع روحانیون و انقلابیونی که در دادگاه کنارش نشسته بودند نفهمیدند و با تمسخر به او پوزخند زدند.
تحصیل رایگان شده بود و جوانان بعد از گذراندن دوران دانشگاهشان میتوانستند مشغول کار مرتبط با تحصیلشان بشوند. زمان رونق اقتصادی روستایی با صنعتی کردن کشاورزی، تعداد تراکتورهای کشور شانزده برابر و مقدار کود مصرفی بیست برابر شده بود. حالا ایران صادرکنندهٔ محصولات کشاورزی بود. کارخانههای زغالسنگ و پالایشگاهها یکی بعد از دیگری تأسیس و افتتاح میشد.
شاه کمکم تمامی احزاب مختلف به جز احزاب وفادار به خودش را منحل کرده بود. چیزی مثل اوضاع الان کشور که کل مجلس و دولت و ارگانها یکدست شدند و احزاب مختلف دیگر در کشور عملاً نقش مهمی ندارند. و این باعث میشد انتخابات یک انتخابات فرمایشی باشد.
اینجا به جایی را برای این انجام میدهد چون پاکروان اصولاً آدم معتدلی بود و با روحانیت راه میآمد. اما نصیری شدیداً مخالف روحانیون بود و تا آستانهی انقلاب رئیس این مجموعه نصیری باقی میماند.
هدف مذاکرات بین کندی و شاه بیشتر در مورد نحوهی اجرای طرحهای اصلاحات کندی بود. برنامهای با دو طرح. برنامهای با دو طرح در سیاستهای کلی، اولی طرح انجمنهای ایالتی و ولایتی و دومی طرح اصلاحات ارضی.
در فروردین ماه سال 1640، یک روحانی مهم به اسم آیتالله بروجردی، که میگفتند یک جورایی ستونفقرات حوزه علمیه در ایران بوده، فوت میکند.
بخشها ۲۳
دربارهٔ این قسمت
میگن مراسم تاجگذاری، روز چهارم آبان ماه سال 1346 با برافراشته شدن درفش شاهنشاهی و پرچم ایران تو تالار اصلی کاخ گلستان تو حوالی بازار، شروع شد. اون روز روز تولد پادشاهی بود که نمیدونست، داره آخرین تاجگذاری تو تاریخ معاصر ایران رو برگزار میکنه... .
یوتیوب راوکده: حالا هر هفته 2 ویدئوکست جدید!
همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار میدهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکستهای جدید را شنبه و چهارشنبه هر هفته منتشر میکنیم.
بسترهای حمایت مالی
- حمایت مالی ریالی، ارزی با مبلغ دلخواه | لینک حمایت
حامیان
مکمل های غذایی و دارویی یورو ویتال (Eurho Vital) | شرکت حکیمان طِب
نرم افزار CRM دانا | کد تخفیف RAVKADEH20 | لینک ثبت نام
منابع این قسمت
- کتاب نگاهی به شاه
- کتاب معمای شاه
- کتاب پاسخ به تاریخ
- کتاب آخرین سفر شاه
- کتاب تاریخ ایران، دوره پهلوی
- کتاب همه مردان شاه
- کتاب ایران بر ضد شاه
- کتاب تراژدی تنهایی
- کتاب کارنامه مصدق
- مستند ارثیه پدری
- کتاب مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران
- کتاب رضا شاه از تولد تا مرگ
- کتاب از رضا شاه تا محمدرضا پهلوی
برجسته ترین آثار موسیقی های این قسمت
- آلبوم به خاطر سنگفروشی که مرا به تو می رساند | استاد فردین خلعتبری
- رویای هستی | استاد غلامحسین بنان
- یه شب مهتاب | استاد فرهاد مهراد
- سنگ قبر آرزو | آرتاشس آودیان (آرتوش)
ایده پرداز و راوی
محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید
پادکست راوکده در شبکه های اجتماعی:
یوتیوب ⦁ تلگرام ⦁ اینستاگرام ⦁ لینکدین ⦁ توییتر
🌐 وب سایت رسمی: [ravkadeh.ir]
حمایت شما نه فقط یک کمک مالی، که نشانهای از اهمیت شما به محتوای راوکده است. با حامی بودن، شما به ما کمک میکنید که مسیر تولید محتوای باکیفیت و مستقل را همچنان ادامه دهیم.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.