شیخ خزعل
سوالات و پاسخها از پادکستهای فارسی
حکومت مرکزی در تهران وجود داشت، اما آنقدر ضعیف و ناتوان بود که اقتدارش از پایتخت آنورتر نمیرفت. حکومت مرکزی نه قوای مسلح مقتدر و بروکراسی توانمندی داشت و نه از بودجه و امکانات کافی برخوردار بود. دولتها پشت سر هم میآمدند سر کار و هنوز چند ماهی از تشکیل کابینهی دولتشان نگذشته بود که یا استعفا میدادند یا برکنار میشدند و دوباره دولت بعدی و دوباره همین آش و همین کاسه. اوضاع اقتصادی هم آنقدر خراب بود و خزانهی دولت مرکزی چنان خالی بود که حکومت به زمین و زمان بدهی داشت.
رضاخان در یکی از مکالماتش با لوری وزیر مختار انگلیس به او گفته بود که مادام که سرتاسر ایران زیر اقتدار بیچون و چرای حکومت مرکزی در نیاید، مادام که افراد غیرنظامی خلع سلاح نشوند و قدرت دست دولت تمرکز نداشته باشد، کشور روی نظم و استقلال را نمیبیند. با همین طرز تفکر بود که رضاشاه تصمیم گرفت به جنوب قشونکشی کند.