آیرونساید
سوالات و پاسخها از پادکستهای فارسی
آیرونساید، وقتی اوضاع ایران را دید، مثل خیلیهای دیگر، به این فکر افتاد که اوضاع ایران درست نمیشود مگر اینکه طی یک کودتا یک نظامی پرقدرت بیاید سر کار که بتواند همه چیز را تحت کنترل خودش بگیرد. گفتیم که این طرز تفکر خاص آقای آیرونساید نبود و طی بررسی که کردیم متوجه شدیم که اغلب گروههای سیاسی و تشکلهای مختلف به نوعی فکر کودتا در سرشان بود.
در نهایت خود آیرونساید هیچ اسمی نه از این دو نفر آورده و نه از کسی دیگر و افتخار کشف رضاخان را برای خودش نگه داشته. در هر صورت این آیرونساید بود که رضاخان را به معاونت فرماندهی فوج قزاق مستقر در قزوین منصوب کرد. آیرونساید به واسطهی سوابق گذشته رضاخان معتقد بود که او میتواند نیروهای قزاق را سروسامان بدهد و میتواند رهبر نظامی آینده ایران باشد.
آیرونساید دو تا شرط برای رضاخان گذاشت و به ایشان گفت که اگر میخواهی من از تو حمایت کنم و راهی تهرانت کنم، این دو شرط را باید بپذیری. اول اینکه هیچ اقدامی علیه عقبنشینی سربازان انگلیس نباید انجام دهی و از پشت نباید به من خنجر بزنی، دوم اینکه باید تعهد بدهی، باید قول شرف بدهی که علیه شاه اقدامی نکنی و شاه را از سلطنت خلع نکنی. آیرونساید در دفتر خاطراتش نوشت که او هر دو درخواست مرا رسماً پذیرفت و قول داد.
حدود 3 سال قبل از کودتا و زمانی که انگلیسیها میخواستند کاری کنند که نفوذشان در ایران پایدار بماند، از جمله اقداماتی که کردند یکی تشکیل گروهی بود به نام گروه آهن در اصفهان. هدفشان این بود که تا میتوانند نفوذ روسیه را در ایران کم کنند و آدمهای خودشان را در دولت و قوای نظامی ایران به کار بگیرند.