پرش به محتوای اصلی

احمدشاه

سوالات و پاسخ‌ها از پادکست‌های فارسی

8 نتیجه بارگذاری شد
چرا احمدی جرات و جسارت شیر و دل سنگ داشت و چه نقشی در دوران رضاخان ایفا کرد؟

احمدی جرات و جسارت شیر و دل سنگ را داشت. سال‌ها با رضاخان همکاری کرد و در کودتای هزار و دویست و نود و نه، احمدی نزدیک‌ترین افسر به رضاخان بود و همچنین اولین افسر ایرانی بود که درجهٔ سپهبدی گرفت.

چگونه دو جریان کودتا در سوم اسفند ۱۲۹۹ به رهبری رضاخان و سیدزیا پیش رفتند؟

ما دو تا جریان مهم کودتا را داریم بررسی می‌کنیم که هم‌زمان دارد پیش می‌رود ولی هنوز به هم نرسیده. اولی آیرون‌سایدی است که رضاخان را به عنوان نجات‌دهنده و گزینهٔ نظامی کودتا مدنظر دارد و خود رضاخان هم مثل خیلی‌های دیگر نقشه‌هایی در سر دارد که با کمک آیرون‌ساید دارد نقشه‌هایش را پیش می‌برد. دومین جریان هم به آقای نورمن وزیرمختار انگلیس اختصاص دارد، که ایشان سیدزیا را به عنوان گزینهٔ نجات‌دهنده مدنظر دارد، و سیدزیا هم آمادگی هر کاری که به او بسپارند را دارد. در نهایت این دو جریان موفق شدند کودتای سوم اسفند هزار و دویست و نود و نه را رقم بزنند و نیروهای قزاق به رهبری رضاخان توانستند بدون هیچ مقاومت قابل ذکری تهران را تصرف کنند.

چرا احمدشاه پس از برکناری سید ضیاء به قوام‌السلطنه به عنوان نخست‌وزیر مراجعه کرد؟

بعد از برکناری سید ضیاء، احمدشاه رفت سراغ پیرنیا و مصطفی‌الممالک که یکی از آن‌ها قبول مسئولیت کنند و نخست‌وزیر بشوند. اما هیچ‌کدامشان قبول نکردند و بناچار احمدشاه رفت سراغ گزینه‌ی سوم. گزینه‌ی سوم یکی از سرسخت‌ترین مخالف‌های سید ضیاء و شاید سرشناس‌ترین کسی بود که توی مدت صد روز در بازداشت به سر می‌برد. آقای قوام‌السلطنه. قوام از رجال با تجربه و ثروتمندی بود که قبل از به قدرت رسیدن سید ضیاء والی خراسان بود. اما بعدش سید ضیاء دستگیرش کرد و انداختش زندان. هرچند دامن قوام از تهمت فساد پاک نبود، اما مدیریت و کاراییش در والی‌گری خراسان بود. مدیریت و کاراییش در والی‌گری خراسان حسابی مشهورش کرده بود. در ایالتی که از سمت شمال هم‌مرز جمهوری‌های تازه‌تأسیس شوروی بود و در شرقش افغانستان ناآرام حضور داشت، قوام توانسته بود آرامش را برقرار کند.

چرا قوام‌السلطنه در خرداد سال ۱۳۰۱ با رضاخان به مشکل خورد؟

مهم‌ترین مشکل قوام این بود که رضاخان برای برقراری نظم و امنیت در ایران در خیلی جاها حکومت نظامی می‌کرد که این موضوع باعث ناراحتی و نارضایتی مردم شده بود و ملت مسئولیت این کار را از چشم دولت و رئیس دولت می‌دیدند. قوام هم خیلی موافق این موضوع نبود ولی زورش نمی‌رسید که بخواهد به وزیر جنگش چیزی بگوید.

چرا سیدضیا لقب «دیکتاتور» را برای خود انتخاب کرد و احمدشاه چرا آن را نپذیرفت؟

در جواب سؤال احمدشاه که گفت دوست داری چه لقبی بهت بدهیم، سیدضیا گفت دیکتاتور. گفت لطفاً در اعلامیه انتصاب من بنویسید دیکتاتور. البته که شاه تقاضای سیدضیا را قبول نکرد و عنوان دیکتاتور برای مقام نخست‌وزیری را تحقیر مقام و منزلت سلطنت می‌دانست. این هم می‌گویم که کلمه‌ی دیکتاتور آن زمان به اندازه‌ی امروز بار منفی نداشت و بیشتر به یک رهبر سیاسی که قدرت مطلق‌دارد اطلاق می‌شد که در این صورت احمدشاه با اعطای این لقب موافقت نکرد و در اعلامیه انتصاب سیدضیا، احمدشاه به همین اکتفا کرد که گفت: «در نتیجه غفلت از امامداران گذشته مصمم شدیم شخص لایقی را به ریاست وزرا برگماریم!»

چرا قانون انحصار قند و شکر در سال ۱۳۳۴ تصویب شد و چه نتیجه‌ای داشت؟

به موجب این قانون، واردات قند و شکر صرفاً در اختیار دولت قرار گرفت و بخشی از درآمد دولت از این محل رفت برای احداث راه‌آهن سراسری ایران. البته قانون ساخت راه‌آهن در مجلس بعدی و در سال 1366 نهایی شد ولی بودجه‌اش از همین انحصار واردات قند و شکر و مالیاتی که روی آن گذاشتند تأمین شد.

چگونه رضاخان توانست عنوان فرماندهی کل قوا را به دست آورد بدون مخالفت احمدشاه؟

مصدق گفت: اگر مجلس شورای ملی با استفاده از اختیارات قانونی که دارد قانوناً این اختیار را به شما بدهد، آن‌جوری دیگر احمدشاه نمی‌تواند اعتراض کند و نمی‌تواند قانوناً شما را از این مقام عزل کند. فقط مجلس این حق را پیدا می‌کند. ... رضاخان خیلی محرمانه و زیرپوستی رفت به دیدار سید حسن مدرس و با او آشتی کرد. ... حالا که خطری از جانب مدرس احساس نمی‌شد، وقتش بود که لایحه‌ی پیشنهادی مصدق، مبنی بر فرمانده کل قوا شدن رضاخان، برود به صحن مجلس. لایحه رفت مجلس و خیلی راحت هم رای آورد. در اواخر بهمن 1303، مجلس تصویب شد.

چرا دولت بریتانیا پس از تغییر سیاست‌هایش دیگر در مقابل رضاخان مقاومت نکرد؟

با عوض شدن دولت در انگلیس و تغییر سیاست‌های دولت جدید، آن‌ها دیگر خیلی بغض و کینه‌ای نسبت به رضاخان نداشتند، و وقتی این گزارش لوری هم آمد، دیگر یک جورایی بی‌خیال شدند که رودرروی رضاخان بایستند.