پرش به محتوای اصلی

دانستنی‌های «تهران»

3 نتیجه بارگذاری شد
عالی
چرا نوشافرین پس از تولد پسرش رضا تصمیم گرفت به تهران بازگردد؟

بعد از تولد رضا، زندگی برای نوشافرین و برادرش در دهکدهٔ دورافتاده و بین آدم‌هایی که چشم دیدنش را نداشتند سخت‌تر هم شد، نوشافرین تصمیم گرفت که همراه با نوزادش برگردد به تهران. نوشافرین بچه‌اش را در اواخر زمستان به دنیا آورد و با رسیدن بهار دیگر تحمل ماندن در آلاشت را نداشت و در اولین فرصت و با حرکت اولین کاروان به سمت تهران، نوشافرین نوزاد چهل‌روزش را برداشت و همراه کاروان به تهران شد.

عالی
چگونه رضاخان توانست حمایت بزرگان نظامی تهران را برای ریاست قزاق‌خانه به دست آورد؟

رضاخان به امیرحمدی گفته که به من بشوم رئیس قزاق‌خانه و یک سری صحبت هم با بزرگان در تهران کردم و موافقتشان را گرفتم، مشروط بر اینکه درجه‌دارهای ارشدتر قزاق‌خانه مخالفتی با این موضوع نداشته باشند. در ادامه قرار شد که رضاخان در خصوص درخواستش برای ریاست قزاق‌خانه و عدم مخالفت نظامی‌های ارشد، نامه‌ای بنویسد به امیرحمدی که ایشان هم نامه را برساند به دست پدرزنش، سردار محمد توفیقی، سردار محمد توفیقی که تقریباً از همهٔ سردارها ارشدتر و مسندتر بود. امیرحمدی هم نامرمی بر تهران و در جلسه‌ای با حضور یده از افسار ارتش موافقت کتبی آن‌ها را می‌گیرد که از رضاخان حمایت کنند. و این‌گونه راه رضاخان برای فرماندهی لشکر قزاق هموار می‌شود.

عالی
چرا مهاجران روستایی در دهه چهل و پنجاه به تهران می‌آمدند و چه مشکلاتی با آن مواجه می‌شدند؟

کشاورز باید برای تجهیزات به خانه‌ها مراجعه می‌کرد، نه انباری بود نه توان خرید کود و تراکتور و خیلی چیزهای زیرساختی دیگر. همین باعث می‌شود که روستایی‌ها کم‌کم زمین‌ها را بفروشند و بیایند سمت شهرها، علی‌الخصوص شهر تهران. حالا روستاییان ورشکسته از اصلاحات ارزی داشتند با رویه‌های خودشان به تهران می‌آمدند ولی خب با واقعیت دیگری روبرو می‌شدند. در طول دهه چهل و پنجاه، تهران داشت کم‌کم به شهری با ظاهری غربی و مدرن تبدیل می‌شد. اما تهرانی که همه این امکانات را در خود داشت، تهرانی کاملاً طبقاتی شده بود... تقریباً نصف خانه‌هایی که در حاشیه شهر زندگی می‌کردند به اعضای هر نفر چهار پنج متری بیشتر سرپناه نداشتند و این‌ها اکثراً همان روستایی‌ها بودند. این‌ها اکثراً همان روستاییانی بودند که بدون داشتن حرفه خاصی، زمین‌هایی که شاه به آن‌ها داده بود و با قیمت‌های پایین فروخته بودند، آمده بودند تهران، دنبال آرزوهای‌شان.