دانستنیهای «سردار سپه»
رضاخان توانسته بود به سه کم بر مناطق شمالی لرستان هم مسلط شود. رضاخان یک سال پس از کودتا توانسته بود بعد از سالها در خراسان، مازندران، گیلان، آذربایجان و کردستان امنیت را مجدداً برقرار کند. اما با این حال، او خیلی خوب میدانست که هنوز نصف راه را رفته و نیمه جنوبی ایران هنوز دستنخورده باقیمانده و دولت و ارتش ایران تسلطی روی آن ندارند. پس تمرکز سردار سپه رفت به سمت جنوب ایران.
مقاومت قزاقها نهتنها باعث توقف جنگلیها در قزوین شد بلکه تلفات سنگینی هم به آنها وارد کرد و جنگلیها مجبور شدند که به سمت رشت عقبنشینی کنند. سردار سپه که نمیخواست فرصت را از دست بدهد، به سرعت دستور تعقیب میرزا و نیروهایش را داد و خودش هم به سمت گیلان حرکت کرد. در عواسط مرداد، سردار سپه دست به حملهی شدیدتری زد و توانست رودسر و لنگرود دو پایگاه مهم جنگلیها را به تصرف خودش دربیاورد. نیروهای رضاخان در هفتهی آخر مهر، توانستند رشت را هم بگیرند.
در همین مسیر با آمدن وزیرمختار جدید انگلیس آقای لورینگ که به جای نرمن آمده بود، نگاه لندن به رضاخان واقعبینانهتر و حتی مثبتتر شد. رضاخان هم در کنار گسترش عملیات برای برقراری به نقطهای رسید که دیگر نخستوزیرها در برابرش دوام نمیآوردند. سرانجام در پاییز سال 1302 بعد از استعفای پیرنیا، رضاخان خودش را برای نخستوزیری پیشنهاد داد، احمدشاه هم پذیرفت و بعدش همسفر کرد به اروپا. سفری بیبازگشت. رضاخان سردار سپه نخستوزیر شد و حالا برای تحقق آرزوهایش دستش از همیشه بازتر بود.
رضاخان سوار کالسکه شد و با چند سوار نظام به سمت بهارستان رفت. او فکر میکرد که با حضورش و با قدرت نظامی و زور میتواند اعتراضات را جمع کند. اما جمعیت راه را به روی کاروان او بست و بعداً شروع کرد به سنگ زدن به سمت کالسکهی رضاخان. سربازان برای باز کردن مسیر با قنداق تفنگ و سرنیزه به مردم حمله کردند و با معترضین درگیر شدند و در درگیریها چندین نفر مجروح شدند. صحنهای که قرار بود نمایش اقتدار رضاخان باشد، تبدیل شد به یک ضد تبلیغ بزرگ. آمدن رضاخان به صحنهی درگیری تصمیم اشتباهی بود. حالا هم که آمده بود به جای اینکه سیاست به خرج دهد و از فرصت استفاده کند و بیاید وسط مردم و با آنها صحبت کند و حتی اعتراضات را به نفع خودش مصادره کند، با عصبانیتی کنترل نشده دستور داد که با زور و کتک معترضها را متفرق کنند. با این کار برای اولین بار بخشی از حیثیت اجتماعی سردار سپه ترک برداشت و تصویری که از سردار نظم و امنیت در ذهن مردم نقش بسته بود لکهدار شد و شعارهای تندی هم علیه رضاخان شنیده شد، چیزی که تا آن روز سابقه نداشت.
روسیها که حالا دیگر نگاهشان به ایران متفاوت شده بود، رضاخان را از جنس اشرافیت قاجار نمیدیدند. نگاه روزها به رضاخان به عنوان رهبری از دل جامعهای نیمهبرجوا بود که قرار بود سدی در برابر استعمار باشد، پس آنها خیلی زود با نخستوزیر جدید گرم گرفتند. از آنور بریتانیا هم دیگر آن بریتانیای سختگیر گذشته نبود یا یک سختگیر گذشته نبود. نمایندهشان در تهران آقای لورین برخلاف نمایندهی قبلی آقای نوربند نگاه عملگرا و مثبتی به رضاخان داشتند ولی در کل رابطشان خوب بود.