شاه
سوالات و پاسخها از پادکستهای فارسی
به باور کارشناسان اقتصادی دولت، تزریق یکباره درآمد نفتی خیلی سریع نتیجه عکس میدهد و کنار بحرانهای بزرگ اقتصادی و تورم شدید، فساد سیستمی را وارد جریان دولت میکند. حتی در یکی از جلسههای سازمان برنامه و بودجه، تقریباً همه اعضا به هویدا تذکر میدادند و آنجا بود که هویدا کلافه میشود و میگوید اگر میخواهید خودتان بروید به شاه بگویید.
رئیسجمهور جدید آمریکا، لیندون جانسون، فرستادن مستشار به ایران را مشروط به قراردادی کرد که به کاپیتولاسیون معروف شد. یعنی اگر هر نظامی آمریکایی یا خانوادهشان در ایران مرتکب جرم میشدند، باید در آمریکا طبق قوانین آنجا محاکمه میشدند. چیزی که آنقدر بدی داشت که خود وزیر امور خارجه آمریکا هم با این کار مخالف بود و میدانست که بستن این قرارداد مساوی با کمرنگ شدن دوستی بین آمریکا و ایران است.
رزمآرا نتوانست قرارداد الحاقی را به تصویب برساند، یعنی آنقدر چوب لای چرخش کردند که نشد. برای همین یک روز تو رادیو یک سخنرانی تندی میکند و میگوید که ایران نمیتوانست نفت کشور را اداره کند. برای همین باید به سهم پنجاه درصدی راضی باشیم.
خلاصه که چند روز بعد، یعنی در بیست و نه آذر سال 1638، شاه رسماً نظر خود را اعلام میکند، شاه رسماً از ازدواج خود با فرح دیبا خبر میدهد و یک سال بعد اولین فرزندشان متولد میشود. آن بچه پسر بود. اسمش را هم اسم پدربزرگش رضا میگذارند. حالا ایران یک ولیعهد داشت.
به شاه گزارش میدهند که این ترور زیر سر حزب توده و همپیمانانش بوده. محمدرضا هم که حزب توده را آلت دست شوروی میدانست، فوراً دستور میدهد این حزب را منحل کنند و از بالا تا پایین اعضایشان بازداشت شوند.
تنها برادر تنی شاه، یعنی علیرضا، تو سال هزار سیصد و شصت و سه، توی پرواز آموزشی سقوط میکند و جانش را از دست میدهد. شاه به این دل خوش بود که اگر هر اتفاقی برای خودش بیفتد، جانشین دارد و بالاخره علیرضا هست که جانشین او بشود. اما حالا با نبود علیرضا، میشود گفت کشور هیچ ولیعهدی نداشت.
در فروردین ماه سال 1640، یک روحانی مهم به اسم آیتالله بروجردی، که میگفتند یک جورایی ستونفقرات حوزه علمیه در ایران بوده، فوت میکند.
اینجا به جایی را برای این انجام میدهد چون پاکروان اصولاً آدم معتدلی بود و با روحانیت راه میآمد. اما نصیری شدیداً مخالف روحانیون بود و تا آستانهی انقلاب رئیس این مجموعه نصیری باقی میماند.