پرش به محتوای اصلی

دانستنی‌های «مدرس»

8 نتیجه بارگذاری شد
عالی
چگونه رابطه‌ی سیاسی میان مدرس و رضاشاه پس از حمله به مدرس تغییر کرد؟

مدرس هم که دانسته بود در مخالفت کردن با سردارسپه خطر جانی هست، موقع را مقتنم شمرده روی خوش به رضاشاه نشان داد. یهیا دولت‌آبادی در ادامه می‌گوید که بعدش که مدرس از بیمارستان آمد بیرون، دوباره بارها دیده شد که اتومبیل رضاشاه در خانه‌اش ایستاده و سوارش می‌کنند و می‌برنش پیش رضاشاه. و با ادامه این وضعیت، مدرس وجاهت ملی‌اش را مجدداً تا حدودی از دست داد.

عالی
چرا مدرس رضاخان را استیضاح کرد؟

حادثه قتل میرزاده عشقی و حوادث سقاخانه و چند تا شورشی که به تازگی در نقاط مختلف کشور اتفاق افتاده بود، دلیل مدرس برای استیضاح رضاخان بود. مدرس گفت: اعلام حکومت‌نظامی خلاف قانون اساسی بوده و دولت نتوانسته نظم و امنیت را برقرار کند.

عالی
چرا سیلی خوردن مدرس باعث شد که او جسورتر شود و چه نتیجه‌ای در مجلس داشت؟

خبر سیلی خوردن مدرس، مثل باد تو شهر پیچید. کتک خوردن یک روحانی محبوب و شناخته‌شده، آن هم وسط مجلس، عموم مردم را عصبانی کرد... این اتفاق مدرس را جسورتر کرد. حالا دیگر، او تنها نبود و یک جمعیتی را پشتش داشت. مدرس به آن دسته از نماینده‌هایی که خیلی هم از جمهوری مطمئن نبودند هشدار داد که، اگر امروز به اسم جمهوری همه چیز را بدهیم دست یک نفر، فردا از مشروطه فقط اسمش می‌ماند. بعد هم خطاب به نماینده‌ها گفت، حداقل کاری که می‌توانید بکنید این است که از مجلس خارج شوید تا مجلس از حد نصاب بیفتد. این تاکتیک مدرس جواب داد و روز سی‌ام اسفند، مجلس از حد نصاب افتاد و تعطیل شد.

عالی
چرا مدرس به اعتبارنامه‌های یاران خود گیر داد و این کار چه تأثیری بر طرح جمهوری‌خواهی داشت؟

مدرس به اعتبارنامه‌ها گیر داده بود که زمان طولانی‌تر بشود و حالا تدیان آمده بود به اعتبارنامه‌های یاران مدرس گیر داده بود. کارنامه‌های یاران مدرس گیر داده بود و با این کار آب در آسیاب مدرس می‌ریخت. هرچقدر که کشمکش بیشتر شد و زمان بیشتری گذشت، طرح جمهوری‌تم بی‌اثر شد و عقب افتاد.

عالی
چرا مدرس با دادن حق رأی به زنان مخالفت می‌کرد؟

مدرس گفت: وقتی شنیدم که می‌خوان به زن‌ها حق رأی بدهند، چهار ستون بدنم لرزید، خدا همچین قابلیتی را به این‌ها نداده که بخواهند حق انتخاب داشته باشند. اشکال بر کمیسیون این است که اسم نسوان را در منتخبین برد که از کسانی که حق انتخاب ندارند نسوان هستند. خداوند قابلیت در این‌ها قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب داشته باشند گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام تحت قیمومیت‌اند. الرجالو قوامون علی النسا!

عالی
چگونه رضاخان توانست عنوان فرماندهی کل قوا را به دست آورد بدون مخالفت احمدشاه؟

مصدق گفت: اگر مجلس شورای ملی با استفاده از اختیارات قانونی که دارد قانوناً این اختیار را به شما بدهد، آن‌جوری دیگر احمدشاه نمی‌تواند اعتراض کند و نمی‌تواند قانوناً شما را از این مقام عزل کند. فقط مجلس این حق را پیدا می‌کند. ... رضاخان خیلی محرمانه و زیرپوستی رفت به دیدار سید حسن مدرس و با او آشتی کرد. ... حالا که خطری از جانب مدرس احساس نمی‌شد، وقتش بود که لایحه‌ی پیشنهادی مصدق، مبنی بر فرمانده کل قوا شدن رضاخان، برود به صحن مجلس. لایحه رفت مجلس و خیلی راحت هم رای آورد. در اواخر بهمن 1303، مجلس تصویب شد.

عالی
چرا وجود ارتش بزرگ در ایران در زمان رضا شاه اهمیت داشت؟

همین اندازه‌اش، وجود داشتنش و اندازه‌ی بزرگش باعث می‌شد که خیلی‌ها دست بردارند. فاصله‌ی کشوری که ارتش ندارد اصلاً، و کشوری که ارتش شکل‌گرفته یک برتری دارد، فاصله‌ی خیلی زیادتری، فاصله‌ی بزرگی است که این کار بسیار لازمی است که باید انجام می‌شد و انجام شد. حتی منتقدین رضا شاه، مثل مدرس، مثل مصدق، مثل تقی‌زاده، حتی این‌ها سر این قضایا ازش تقدیر کرده بودند.

خوب
چرا مخالفان ساخت راه‌آهن در دوره قبل از رضا شاه مخالفت می‌کردند؟

اول که اصلاً کلی بحث بود سر اینکه راه‌آهن کشیدن کار درستی یا نه، مخالف داشت. بعد اصلش که تصویب شد، سر محصورش بحث بود. هر کسی می‌خواست از آبادی خودش راحت شود، اعتراض می‌کرد، تحصن می‌کرد. مخالف‌های بزرگی داشت، مثل مصدق، مخالف بود، می‌گفت که این عوایدش مستقیم نیست، کارخانه قند و شکر، عوایدش بیشتر اهلا، یا مدرس مخالفش بود. بحث خلاصه کم نبود.