دانستنیهای «نورمن»
لورین در اولین ارزیابیاش از رضاخان در گزارشش آورد که رضاخان سربازی پرانرژی و ماجراجو اما کمسواد است که در عین حال بسیار روراست حرف میزند که شاید بشود با او کنار آمد. بعد هم اضافه کرد که رضاخان از مقامات کشور بیزار است. این نگاه ستایشآمیز لورین به رضاخان را مقایسه کنید با نگاه تحقیرآمیز نورمن. لورین میگوید در آسمان ایران رضاخان دارد به یک شهاب ثاقب، به یک نادرشاه و یک قهرمان ملی تبدیل میشود، در حالی که نورمن رضاخان را بیشتر از یک دهاتی زبل بیاصل و نسب نمیدانست.
مشکل اصلی نورمن آیرونساید این بود که لندن را در جریان اتفاقات نداشتند و مخصوصاً نورمن میدانست که اگر چیزی از این جریان به رئیسش آقای کرزن وزیر امور خارجه بریزد، کرزن به هیچ عنوان موافقت نمیکند. کرزن از دست کارهای نورمن بدجور شاکی بود. همین شد که نورمن آیرونساید تا لحظات آخر هیچ اطلاعاتی را از تحولات مربوط به کودتا به لندن مخابره نکرد.
کودتا الزاماً طرح دیکتهشدهای از لندن نبود اما نقش دو چهرهٔ انگلیسیام غیرقابل انکار بود: نورمن وزیرمختار و مهمتر از آن آیرونساید، فرماندهٔ بریتانیا در ایران. آیرونساید وقتی وضعیت ایران را دید، به این جمعبندی رسید که ایران بدون قدرت و حاکمیت یک نظامی مقتدر جمع نمیشود و منافع انگلیس هم اینگونه تأمین نمیشود. پس در ملاقاتهایی که با رضاخان داشت، زمینهٔ شکلگیری کودتا را فراهم کرد. از سمت دیگر نورمن از سیدزیا، سیاستمدار صدمدار جوان، جاهطلب و حامی انگلیس برای کودتا حمایت کرد. این دو جریان در نهایت به هم رسیدند و کودتای سوم اسفند بدون مقاومت جدی شکل گرفت.